عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
187
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
سليمان بن وهب [ 1 ] او را فرو داشت و از آن منع كرد ، و بروزگار او به آمد [ 2 ] و ميافارقين [ 3 ] مردى عاصى شد نام او محمد بن احمد بن عيسى بن شيخ [ 4 ] و معتضد بتن خويش برفت ، و محمد شهر حصار كرد ، و سه ماه معتضد بر در حصار او بنشست ، تا محمد ( در ) حصار ستوه شد و علف نماند ، و مردمان آمدند بخروش از بى علفى . [ 5 ] پس محمد از معتضد زينهار خواست ، او را زينهار داد ، و خود سوى بغداد آمد ، و قرمطيان به بحرين آمدند ، و از آنجا اندر باديه رفتند ، و بر راه حاجيان آمدند و فسادها كردند و حجاج را از مكه باز داشتند ، و معتضد مر مونس خادم را بفرستاد [ 6 ] پس بردار [ 7 ] كردندش ، و نيز هم اندر روزگار او هيچ قرمطى نيارست سر از جاى بر كردن . و چون همه كارهاى پادشاهى راست كرد ، و از در روم باز آمد ، فارغ دل بنشست ،
--> [ ( 1 - ) ] ابو القاسم عبيد اللّه حارثى از وزيران معروف دوره معتمد و معتضد است كه ده سال تا وفاتش وزارت كرد ، ايام زندگى او از 226 تا 288 ه . است ( الاعلام 4 ر 349 ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : انمد بدون نقاط . آمد به كسرهء ميم شهرى قديم و حصين بود بر كنار دجله ( مراصد 1 ر 6 ) . [ ( 3 - ) ] ميافارقين به فتحهء ميم و تشديد دوم و كسرهء راء وقاف شهر مشهورتر ديار بكر ( عراق ) بود ( مراصد 3 ر 134 ) . [ ( 4 - ) ] در هر دو نسخه بن الهيثم است ، ولى طبرى ( 11 ر 364 ) در حوادث سال 286 ه . گويد كه در ربيع الاول همين سال معتضد ، احمد بن عيسى بن شيخ را در آمد محصور داشت ، و در سنه 287 ه . او را با جمعى از منسوبين او بگرفت . در تاريخ ابو الفداء 2 ر 61 نيز احمد بن عيسى بن شيخ است . [ ( 5 - ) ] در هر دو نسخه از بيعقلى ؟ درن چنين طبع شده : و مردمان بخروش آمدند از بى علفى . [ ( 6 - ) ] هر دو : بفرستد ؟ [ ( 7 - ) ] هر دو : برادر ؟ اما مونس خادم در عصر عباسيان از خدمتكارى به اميرى رسيد ، و در دورهء معتضد و مقتدر و قاهر شصت سال امارت كرد ، تا كه القاهر او را بكشت ، دورهء زندگانى او 231 تا 321 ه . است ( الاعلام 8 ر 292 ) در اين جا جملهء برادر كردندش به قرامطه راجع است .